|
صـحـن حـرم از نـسـيم پر بود از پـرپـر (يـا كـريـم) پـر بود خـورشـيـد دوبـاره بـوسه مى زد بـر چـهـره مـهـربـان گـنـبد گـنـبـد پـر از آفـتـاب مـى شد آهـسـتـه غـم مـن آب مـى شـد رفـتـم طـرف ضـريـح او بـاز تـا پـر شـوم از هـواى پـرواز اطـراف ضـريح گـريـه هـا بود دلـهـاى شـكـسـتـه و دعـا بود از چـشـم هـمـه گلاب مي ريخت بـاران رضـا رضـا رضـا بـود دل هـاى هـمـه ز بـارش اشـك مـانـنـد كـبـوتـرى رهـا بـود عـطـر گـل يـاس در دل مــن عـطـر صـلـوات در فضـا بود لب ها همه حرف و درد دل داشـت بـا او كـه غـريـب آشـنـا بود بـا يـك بـغـل آرزو و امـيــد رفـتـم طـرف ضـريـح خورشيد رفـتـم طـرف ضـريح روشن در نـور و فـرشته گم شدم من السلام علیک یا غریب الغربا یا امام رضا ...
قصه خاک
خورشید شکست و من شکستم چشمی به ره تو بـــــــــاز بستم باز آ که در این سکوت و اندوه بگریست به گـــــــریه های کوه هرکس به بهانه ای غمین است فریـــــــاد که روز گار این است محتـــاج به گــریــه ام خــدا را شوری است دراین ترانه ما را
پیچک درد
در چشم خیس من غم عالمی دارد چشم تری دارد هر کس غمـی دارد
من پیچک دردم برخویش می پیچم با چون منی تنها غــــم عالمی دارد
از قطره اشکم فانوس می سازم زلف سیاه تو پیــچ و خمی دارد
گلبرگ های تردر بـاغ سبز صبح از اشک من دارد گر شبنمی دارد
در وسعت شـــــادی جانــــم نمی گنجد با درد دمساز است او خوش دمی دارد
با خون دل باید گــــــرد هوا شوید هرکس که در سینه جام جمی دارد
در این سکوت من فریاد ها خفته است آهنگ هـــر ســازی زیـر و بمـــی دارد
دل زخمی عشق است اینک مرا دریاب بـا وصــــل تـو دارد گــر مرهمـی دارد
آن تکسوار از شب خازن نمی ترسد زیــرا کـه از خورشید او پرچمی دارد
طلوع حقیقت
تا به موج خطر سوار شدیم سبز گشتیم چون بهار شدیم خسته بودیم از سکون و قرار موج گشتیم بی قرار شدیم سر نکردیم خم به پیش عدو زان جهت بر فراز دار شدیم ما طلوع حقیقتیم ار چند همچو خورشید در غبار شدیم تفته بودیم با لطافت آب جوش خوردیم سبزه زار شدیم جان رهاندند خاکیان رفتند جان سپردند و ماندگار شدیم یافت دلهایمان صفا خازن ! تا دمی یار ماهیار شدیم
در این كه فرشتگان خداوند متعال را تسبیح و تقدیس مىكنند جاى هیچ تردید نیست؛ برخى آیات قرآن كه به تسبیح فرشتگان اشاره فرموده، عبارت است: 1- «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـئِكَةِ... وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ...؛ به خاطر بیاور، هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: ... ما تسبیح و حمد تو را به جا مىآوریم و تو را تقدیس مىكنیم.» (بقره/30) 2- « لاَیَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَیَسْتَحْسِرُونَ * یُسَبِّحُونَ الَّیْلَ وَالنَّهَارَ لاَیَفْتُرُونَ؛ فرشتگان، هیچ گاه از عبادتش استكبار نمى ورزند و هرگز خسته نمىشوند، شب و روز را تسبیح مىگویند و سست نمىگردند.» (انبیاء/19و20) 3- « وَالْمَلَـئِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و...؛ فرشتگان، پیوسته تسبیح و حمد پروردگارشان را به جا مىآورند.» (شوری/5) از ابن عباس و ابن مسعود نقل شده است كه «تسبیح» فرشتگان، به معناى نماز خواندن آنهاست. رسولاكرم صلى الله علیه وآله به ابوذر فرمود: «اى ابوذر، هر گاه بندهاى وضو بسازد یا تیمم كند، سپس اذان و اقامه بگوید و نماز بخواند، خدا فرشتگان را امر مىكند كه پشت سر او صفى تشكیل دهند كه دو طرف آن دیده نشود و به نماز او اقتدا نمایند و به دعاى او آمین گویند.» (وسایل الشیعة، ج5، ص381) منبع: کتاب پرسمان قرآنی، بااندکی تصرف.
کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را کی
|
About
Home
|